A Boy

I Live For MY Own

من به تو خیره شدم
من به تو مات دوختم
من که از نگاهت در میان تنهاییم سوختم
از طپش تنهایی سکوتم بر تو خیره شدم
آن زمان که تو را از بر خواندم
در ذهنت تیره شدم
به شکل خاکستری شعرهایم در نگاهت کیش شدم
در نفسهایت گم شدم
من که در هر ثانیه با تو ثبت شدم
کنون در بادم
مثل شعله ای در باد بی یادم
من تو را از بر می خوانم
و در شعرم تو را یاس می نامم
در نگاهت ردپایی از عشق درک کردم
در گرمای آغوشت لذت یکی شدن را لمس کردم
در حضور دردم حضورت را حس کردم
همین لحظه بود که حرف دلم را از تو سرشار کردم
در لبخند تو امید به زندگی طلوع کرد
همانند آفتابی در تاریکی و بغض سرد
چه کودکانه دستانت را فشردم
و چه زود باورم را به تو سپردم
چه پیمان قشنگی است وقتی دل ها اصل اند نه فکر منطق بشری
من گویا در رویاها هستم


نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن 1390 ساعت 10:03 توسط Specter(erfan) نظرات | |

بالاخره همه چی تموم شد

من موندمو خودمو خودمو فقط خودم!

بعضی وقتا کرمم میگیره برا درس خوندن

فک نمیکردم بعد از کنکور انقد تنها باشم

همه چی تموم شده

همه چی از نو شروع شد

من اون این و بقیه!

الآن واقعا بیکارم

و تنها

هر کی رفت پی کارش

منم نمیدونم کارم چیه!

اما میدونم میترکونم

آزادی واقعا خوشمزس

اونم وقتی تهش بشه دانشگاه خواجه نصیر!


نوشته شده در دوشنبه 27 تیر 1390 ساعت 12:56 توسط Specter(erfan) نظرات | |

قابل توجه همه عزیزان

 

این وبلاگ به مدت یک سال تعطیل می باشد

 

(به دلیله کنکور 90)

__________________________________________

 

اگه کاری با من داشتین تو این مدت:

1.میتونین کامنت بذارین هر وخ دیدم جواب میدم

2.میتونین بام تماس بگیرین (کلک مگه شمارمو داری؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!)

فعلا


نوشته شده در پنجشنبه 24 تیر 1389 ساعت 19:21 توسط Specter(erfan) نظرات | |

سلام

بعد از توهین های بسیار یحیی جان به نوشته های من ، منم تصمیم گرفتم این مطلبو ادامه ندم

و...

به فکر افتادم که یکی از مطلبایی که فک میکنم برا خیلیاتون جالبه رو بذارم

بر میگرده به آهنگ بسیار زیبای وبم

آهنگ My Love  گروه West Life .

 lyric این آهنگ رو واستون میذارم!

.

.

An empty street
An empty house
A hole inside my heart
I�m all alone
The rooms are getting smaller
I wonder how
I wonder why
I wonder where they are
The days we had
The songs we sang together
Oh yeah
And all my love
We�re holding on forever
Reaching for the love that seems so far

Chorus
So I say it in a breath
Hope my dreams will take me there
Where the skies are blue
To see you once again my love
All the seas go coast to coast
Find the place I love the most
Where the fields are green
To see you once again my love

I tried to read
I go to work
I�m laughing with my friends
But I can�t stop
To keep myself from thinking

Oh no
I wonder how
I wonder why
I wonder where they are
The days we had
The songs we sang together
Oh yeah
And all my love
We�re holding on forever
Reaching for the love that seems so far

Chorus
So I say it in a breath
Hope my dreams will take me there
Where the skies are blue
To see you once again my love
All the seas go coast to coast
Find the place I love the most
Where the fields are green
To see you once again

To hold you in my arms
To promise you my love
To tell you from my heart
You�re all I�m thinking of
Reaching for the love that seems so far

Chorus
So �So I say it in a breath
Hope my dreams will take me there
Where the skies are blue
To see you once again my love
All the seas go coast to coast
Find the place I love the most
Where the fields are green
To see you once again my love
See you in a prayer
Dreams will take me there
Where the skies are blue
To see you once again my love
All the seas go coast to coast
Find the place I love the most
Where the fields are green
To see you once again my love

 


نوشته شده در جمعه 11 تیر 1389 ساعت 16:18 توسط Specter(erfan) نظرات | |

کیفشو انداخ رو شونش... گفت من رفتم مد بای....

در باز کرد و باز جلو روش دختر همسایشونو دید.... محل نذاشتو هندسفری گذاشت تو گوشش و راه افتاد....

سوار تاکسی شد... باز رادیو روشن و صدای خامنه ای.... صدا آهنگ رو تا آخر زیاد کرد....

پیاده شد و رفت طرف ایستگاه مترو.... از شانسش یه جا خالی بود... رف تا بشینه....

سری یه زنه رفتو نشست... باز پیش خودش گفت مگه اینجا زنونس؟ اه....

آدامسشو دو سه بار تو دهنش چرخوند... رسید ... پیاده شد... رف دم در مدرسه واساد...

ساعتو دید... باز دیرش شده بود... رف تو...

-عرفان! کجا بودی؟ این موقع اومدنه؟

-خواب بودم...

- برو سر کلاس...

-میرم...

(صدای در کلاس)

-سلام

-باز دیر اومدی؟ برو بشین...

-مرس

.

.

.

معلم دینی: آقا عرفان تو رو به خدایی که میپرستی بذا یه رب درس بدم بقیه کلاس مال تو....

.

.

معلم فیزیک: عرفان جان... بیخیل شو... بذا یه ذره درس بدم...

.

.

.

.

معلم جبر: عرفان ک×××م د×××.... بسته دیگه ×××...

.

.

.

زنگ آخر خورد از کلاس اومد بیرون...

-عرفان بیا اتاقم کارنامتو بدم...

.

.

.

-هاااااااااااااااااااااااااااااااااا؟ انظباط 15؟؟؟؟؟؟؟؟ ینی چی؟ مگه من...

-بسه دیگه...چون درست خوبه چیزی بت نمیگم....

-من کارنامم رو بذارم جلو ددیم نمیگه چرا عربی 12 شدی... میگه انظباط چرا 15؟؟؟

- خب حق داره.... معدلت رو ببینه چیزی نمیگه...

-18.80 هم شد نمره؟؟؟؟

-روتو برم...همه دارن رقابت میکنن نیفتن اونوخ واسه تو...

-واسه من بده... به بقیه چی کار دارم؟؟؟ خدافظ

از اتاق اومد بیرون....

از مدرسه خارج شدو دوباره آهنگشو پلی کرد.... آدامسشو انداخ زمین یکی دیگه خورد...

-عرفاااااان! میای امرو با هم بریم؟

-حسش نی... میخوام برم خونه شیرجه بزنم تو نت....

-باشه... میرم پیشه نازنین بعد میام پیشت بریم بیرون....

-ok! بابای

باز با توجه به فشردگی در مترو خودشو به خونه رسوند....

لباسا رو عوض کرد....

نشست پا پی سی...

آلان می خواد بره...

فعلا بابای!!!!!


نوشته شده در سه شنبه 8 تیر 1389 ساعت 15:24 توسط Specter(erfan) نظرات | |

سلام

بعد از یه عمر آمدم تا بگم:

نشسته بودم داشتم تقویممو  می دیدم ، بعد یه هو متوجه شدم که امتحانام تموم شده!

حال کردم ، پریدم هوا ، موبایلمو بر داشتم:

ا لو... الو... سلام... خوبی؟ مرسی قربونت... آره... خوب بود... بیکاری؟ نه نه... موضوع این نی...

آره بریم بد مین... به بچه های دیگه هم بگو بیان... 1 ساعت دیگه خوبه؟ باشه... پس منتظرم...

ساعت؟ 9.. آره زود دادم اومدم... پس سریع... اوکی قربونت بای

بعد موبایلو انداختم رو تخت و رفتم آماده شدم...

صدای تیلیف درومد....:

عرفان بیرو که نمیری؟

میخوام برم پارک مامی

غلط میکنی!

مامی؟

مگه امتحان ورودیه پیش مدرسه ط.... رو نداری؟

ماماااااااااااااااااااااااااان

بدو درس

مامی بذا اینا تموم شه!

بای عری

تیلیفو قطیدم و رفتم آماده شدم...

اس ام اس اومد... از کیه؟ ددی!:

عرفان میام دنبالت بریم واسه ثبت نام چند تا مد

صدای موبایلم باز درومد:

الو سلام امیر جان... آره خوبم... نه، تو دیگه از درس حرف نزن، آزاد؟ یه غلطی میکنم دیگه، بای

.

.

.

.

دیدین؟

اینم تابستون امسال

تا بعد

________________________________________

پ.و: مامیم گیر نیس، نگرانه پسر گلشه!


نوشته شده در سه شنبه 25 خرداد 1389 ساعت 13:36 توسط Specter(erfan) نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت